|
فراموش نکنید شما باهر نقص و کمبودی که داشته باشید، باز هم دوست داشتنی و ارزشمندید. نقص عضو،معلولیت، فقر، مشکلات مالی و هر کمبود یا نقص دیگری نمیتواند چیزی از ارزش شما کمکند. پذیرفتن خود با تمام نقصها، ضعفها و کمبودها نشاندهنده عزت نفس و اعتماد بهنفس است.
خیلیها تصور میکنند اگر خودشان را همانطور که هستند بپذیرند،نمیتوانند تغییر کنند و به چیزهایی که میخواهند، برسند. بیشتر وقتها ما فکرمیکنیم اگر نسبت به خودمان احساس خوبی نداشته باشیم و از خودمان، شرایط و موقعیت وعملکردمان ناراضی باشیم، این نارضایتی در ما ایجاد انگیزه میکند و باعث میشودبرای تغییر، رشد، پیشرفت و رسیدن به شرایط بهتر تلاش کنیم. ممکن است این طرز فکرگاهی - آن هم در کوتاه مدت - درست باشد. خیلی اوقات احساسات ناخوشایندی مانندناامیدی، عصبانیت، افسردگی و اضطراب، ما را برای تغییر آماده میکنند اما واقعیتاین است که نارضایتی و احساسات ناخوشایند بعد از مدتی انرژی ما را میگیرد و توانلازم برای تلاش و ایجاد تغییر را از بین میبرد.
اولین قدم در تغییر و تلاشبرای رسیدن به هدف، شادی و آرامش است. پذیرش خود و قبول واقعیت در واقع یک خودآگاهیهمراه با احساس شادی و رضایت است. پذیرش، به شما احساس آرامش میدهد و همین، انرژیلازم برای رسیدن به هدف، تلاش برای ایجاد تغییر و رشد و پیشرفت را فراهم میکند.
● خواستهها و اهداف
شما میتوانید ضمن اینکه شرایط را میپذیرید،خواستههایتان را هم داشته باشید و برای رسیدن به آنها تلاش کنید. تصور کنید شما دریک خانه کوچک زندگی میکنید و آرزو دارید خانه بزرگتری داشته باشید. حسرتخوردن ومدام فکرکردن به اینکه خانهتان اندازه قفس است و ایکاش خانه بزرگتری داشتید، فقطروحیهتان را ضعیف میکند. شما میتوانید ضمن اینکه به خرید خانه بزرگتر فکرمیکنید و برای رسیدن به این هدف، برنامهریزی و تلاش میکنید، شرایط فعلیتان رابپذیرید. باور کنید در خانه کوچک هم میشود شاد و خوشحال زندگی کرد. زندگی در خانهکوچک هم مزایایی دارد پس بهتر است تا زمانی که در این خانه زندگی میکنید، بهمزایای آن فکر کنید؛ مثلا به اینکه راحتتر تمیز میشود، هزینههایش کمتر است وراحتتر و زودتر فروش میرود.
● پذیرش یا تسلیم
پذیرش و قبول واقعیت رانباید با تسلیم در برابر مشکلات و کمبودها یکی دانست. پذیرش یک نوع آگاهی همراه باعلاقه، انگیزه و شادی است؛ در حالی که تسلیم نوعی پذیرش همراه با احساس ضعف، شکست وناتوانی در ایجاد تغییر است.
● بهبود روابط
اگر خودتان را بپذیرید و باتمام وجود خودتان را دوست داشته باشید و به خود عشق بورزید، این احساس را به دیگرانهم منتقل خواهید کرد و دیگران هم با شما راحتتر خواهند بود. پذیرش با ایجاد احساسشادی، رضایت و آرامش موجب میشود شما به شرایط مسلط شوید و راحتتر و بهترزندگیتان را مدیریت کنید، همچنین این حس باعث میشود روابط شما با دیگران بهبودپیدا کند.
● تمرین پذیرش
حالا که متوجه شدید پذیرش، نقش مهمی در سلامت روانو بهتر شدن زندگی و رشد و پیشرفت شما دارد، بهتر است سعی کنید این مهارت (پذیرش) رادر خودتان تقویت کنید. نکات زیر میتواند شما را بیشتر در این باره کمک کند:
▪ خودتان تواناییها و علایق خود را بشناسید
سعی کنید تواناییها، استعدادها،علایق و ویژگیهای شخصیتی خودتان را بشناسید. شناخت درست و صحیح از خودتان باعثمیشود به خودآگاهی برسید و درباره تواناییهای واقعیتان بیشتر بدانید.
▪ اهدافتان را مشخص کنید
اهدافتان را مشخص کنید و دقیقا و بهطور واضح مشخصکنید که چه میخواهید. با در نظرگرفتن تواناییهای خود سعی کنید مناسبترین راه رابرای رسیدن به اهداف خود انتخاب کنید.
▪ با خودتان صادق باشید
خودتان راگول نزنید. سعی کنید با دقت و صداقت کامل تواناییها، علایق و اهداف خود را مشخصکنید. دقت داشته باشید ممکن است کارهایی که برای جلب رضایت دیگران و تحت تاثیراصرار آنها انجام میدهید یا کارهایی که به اجبار، آنها را انجام میدهید، جزءعلایق واقعی خودتان نباشند.
مطمئن باشید کار را به بهترین شکلی که میتوانید،انجام میدهید. از خودتان توقع زیاد و خارج از تواناییتان نداشته باشید. هنگامی کهمشغول انجام کاری هستید، تلاش کنید و مطمئن باشید هر کاری از دستتان بر میآمده،انجام دادهاید.
▪ خودتان را با دیگران مقایسه نکنید
اگر از آن دسته افرادیهستید که مدام خودشان را با دیگران مقایسه میکنند و به داشتهها و نداشتههایشانفکر میکنند، متاسفانه هنوز خودتان را نپذیرفتهاید. اینکه در یک مهمانی به جایلذتبردن از مصاحبت با دیگران و کسب تجربه و شنیدن خاطرات، مدام به چیزهایی کهدیگران دارند و شما ندارید یا شما دارید و آنها ندارند فکر کنید، نشان میدهد هنوزفاصله زیادی با خودباوری و خودپذیری دارید.
▪ به خودتان پاداش بدهید
برایتقویت پذیرش خود و قبول واقعیتها و شرایط موجود زندگی، لازم است از قدرت تشویقاستفاده کنید. هر وقت در برابر شرایط و موقعیتهای مختلف، خودتان بودید و خودتان رابا دیگران مقایسه نکردید و هر وقت خطاها و اشتباهات خود را با واقعبینی پذیرفتید وآن را به دیگران نسبت ندادید، به خودتان جایزه بدهید.
▪ در صورت لزوم،باورهایتان را تغییر دهید
فهرستی از موارد و موضوعاتی که پذیرششان برایتان سختاست و نمیتوانید آنها را بپذیرید، تهیه کنید. بعد یکی یکی درباره شان فکر کنید. باورهایتان را مرور کنید؛ شاید لازم باشد آنها را تغییر دهید تا بتوانید بهتر مسائلرا بپذیرید و به آرامش برسید.
● سخن آخر:
چطور ممکن است آدم چیزی را تغییربدهد که آن را انکار میکند یا بیارزش میداند؟
ـ سوال اصلی
۴دانشجو – کهبه خودشان اعتماد کامل داشتند– یک هفته قبل از امتحان پایان ترم بهمسافرت رفتند وبا دوستان خود در شهر دیگری حسابی به تفریح پرداختند اما وقتی به شهر خودشانبرگشتند، متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کردهاند و امتحان به جایسهشنبه، دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استادشان را پیدا کنند و علتجا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند.
آنها به استاد گفتند: «ما به شهردیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرویمان پنچر شد و با توجه به اینکهزاپاس نداشتیم تا مدت زمانی طولانی، نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمکبگیریم؛ به همین دلیل دوشنبه دیروقت به خانه رسیدیم». استاد فکری کرد و پذیرفت کهآنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. ۴ دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استادآنها را به ۴ اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانیای را داد و از آنهاخواست که شروع کنند. آنها به اولین مسئله نگاه کردند که ۵ نمره داشت. سؤال خیلیآسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند. سپس ورقه را برگرداندند تا به سؤال۹۵امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سؤال این بود:«کدام لاستیک پنچر شدهبود؟»...!
|